سه شنبه, 09 26th

Last updateD, d M Y ga

گزارش اردوی باغک : "یک قاچ زندگی " با همکاری موسسه کیمیای سبز و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

رای دهی:  / 0
ضعیفعالی 

گزارش اردوی باغک : "یک قاچ زندگی "

با همکاری موسسه کیمیای سبز و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

حرکت و ورود به باغک :  

در روز دو شنبه بعد از ظهر ساعت "19 : 5 من به همراه بچه ها و مربی های کانون از مرکز شماره 8 به سمت باغک از اراک به راه افتادیم، در طول مسیر از اراک تا شازند با بچه ها از طبیعت تا پالایشگاه ، پتروشیمی و نیروگاه صحبت کردم و بسیار جالب بود که بر خلاف انتظار من از تمامی معضلات شهر زندگیشان با خبر بودند .

 ساعت 6 به باغک رسیدیم مراسم استقبال و افتتاحیه ی بسیار جذابی برای بچه ها مربی ها و من ترتیب داده شده بو د و همگی ما بعد از گذشتن از روی هر روبان که روی هم هفت خوان را تشکیل میداد بالاخره دست جمعی آخرین روبان رو قیچی کردیم و و اردو رسما آغاز شد .

بعد از شام ساعت 22 داخل سلف اردوگاه تمامی صندلی ها برای اولین برنامه ی محیط زیست که من و آقای ستوده بر عهده داشتیم آماده شده بود ، موضوع حیات وحش ایران بود ،

بر اساس  سرفصل هایی که در کارگروه آموزش  تعیین کردیم زیستگاه های مهم  ایران و گونه های شاخص آن از جمله یوز و فک خزری با بچه ها به بحث گذاشته شد و علی رغم خستگی تمامی بچه ها در بحث مشارکت خوبی داشتند .

صبح روز اول همگی ساعت "30 : 6 از خواب بیدار شدیم و ساعت 7 داخل محوطه باغ پیاده روی صبح گاهی شروع شد و من هم طبق برنامه در رابطه با درخت ها و تاثیر آنها بر روی زندگی ما برای بچه ها صحبت کردم و سعی کردم توجه اون ها رو به سمت بخشی از طبیعت که معمولا مورد توجه شون نیست جلب کنم

برنامه بعدی در شب دوم اجرا شد  که عنوان آن را گذاشته بودیم" طبیعت در شب "این برنامه با هدف آشنایی بچه ها با فعالیت های حیوانات در شب و دنیای آنها که برای بچه ها تجربه ی بی همتایی بود تدارک دیده شد،

برنامه از ساعت 22 شروع شد در ابتدا در محوطه باغ که آسمان بسیار صافی داشت جهت یابی از روی ماه و ستاره ها توسط آقای ستوده نیا توضیح داده شد بعد به اتفاق بچه ها وارد  باغ شدیم و در مکان هایی که تعیین کرده بودیم برای حیواناتی که در شب آغاز به فعالیت می کنند زمانی که همه ی ما خواب هستیم غذا گذاری کردیم. بعد از برنامه  زمانی که  بچه ها به خوابگاه آمدند داخل یکی از اتاق ها اتفاقی عقربی پیدا کردند که بعد از دیدن آن بلافاصه حیوان بیچاره را کشته بودند و و قتی صبح روز بعد خبر پخش شد  بچه ها با ملامت من روبه رو شدند و فهمیدند که حیوان بیچاره هیچ خطری برای آنها نداشته و فقط باید نحوه رو به رو شدن با آنها را بدانند. 

صبح روز دوم ، سه شنبه  طبق برنامه ساعت "30 :6 همگی از خواب بیدار شدیم و ساعت 7 داخل محوطه باغ بودیم ابتدا نرمش صبح گاهی و بعد هم سر زدن به غذاگذاری که شب قبل انجام داده بودیم غذاها پفک و سیب بود که پفک ها بیشتر خورده شده بودند.

که در حین راه بیشترین سوال بچه ها این بود که چرا برخلاف تصور آنها پفک ها بیشتر از سیب ها خورده شده اند.

واقعا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به این دلیل که پفک حاوی مقدار زیادی  نمک که جزء املاح معدنی مورد نیاز حیوانات است می باشد .

بعد از برنامه صبح گاهی از ساعت "30 :8 تا 10 برنامه "طبیعت گردی سازگار با محیط زیست و پیامد های طبیعت گردی غیر مسولانه" برای بچه ها با هدف مسولیت پذیری هر چه بیشتر آنها در مقابل محیط زیست و کره ی زمین توسط آقای ستوده نیا اجرا شد که در این برنامه نیز بچه ها مشارکت بسیار خوبی داشتند.

بعد از پایان این برنامه من با کتاب ها و عکس هایی از تنوع زیستی مناطق تالاب میقان و منطقه ی حفاظت شده ی هفتاد قله برای بچه ها موزه طبیعت درست کردم و این برنامه مشارکتی  نیز با هدف آشنایی بچه ها با تنوع زیستی استان مرکزی و آسیب ها و تهدید های گونه هایی مثل درنای خاکستری و لاله واژگون و نقش ما در حفاظت آنها ترتیب داده شد .همچنین در پایان برنامه از بچه ها خواستیم که با موضوع طبیعت  و کره ی زمین برای ما نقاشی کنند و در روز اختتامیه بهترین ها را اعلام کردیم و من هم از طرف موسسه به آنها جوایزی اهداء کردم .

در شب سوم برای گروه دوم بچه ها ساعت 22 برنامه" طبیعت در شب" آغاز شد که برنامه طبق شب قبل پیش برده شد.و از قضا بعد از برنامه شبانه دوباره در یکی از اتاق های خوابگاه عقربی پیدا شد که این بار با کمک مربی آنها خانم وفا زنده گرفته شد و داخل محوطه  رها سازی شد بچه ها از کاری که انجام داده بودند خوشحال بودند وراجع به آن برای هم با هیجان توضیح می دادند و در آن لحظه من نمی دانستم که آن حیوان و من که  نقش ناجی را داشتم در روز بعد موضوع شعر بچه ها خواهیم شد.

صبح روز سوم طبق برنامه های قبل ساعت 7 پیاده روی صبح گاهی آغاز شد در ابتدا من گونه های درختی موجود در باغ را به منظور آشنایی هر چه بیشترشان با درختان و لزوم حفاظت از آنها به عنوان ریه های کره زمین برای بچه ها صحبت کردم .

و بعد از آن هم بررسی جایگاه هایی که شب قبل با گروه دوم بچه ها برای حیوانات غذا گذاری کرده بودیم. بعداز آن برنامه ادبی خانم کوچکی شروع شد که مسابقه شعر بود و با دوبیتی که خانم کوچکی به آنها داده بود آغاز میشد :

دلم میخواد داد بزنم، جیغ بزنم جیغ بنفش.......

و بعد از پایان وقت لازم نوبت نتایج بود و شعر زیر از نظر خانم کوچکی و همکارشان خانم شجره برتر انتخاب شد.......

بله، شعر این بود : دلم می خواد داد بزنم جیغ بزنم ، جیغ بنفش / به خاطر عقربی که  حسابی لم داده رو فرش / چه خوب که توی اردومون خانم عباسی داریم / به ما بگه اونو نکش حالا دلی راضی داریم.....

در اون لحظه تمامی مربی ها خنده زنان می گفتند قابل توجه خانم عباسی فرد.............

و در پایان از تمامی دست اندر کاران اردو و از من و آقای ستوده نیا هم تقدیر شد.  این سه روز همراهی بچه ها برای من و آقای ستوده نیا افتخار بزرگی بود ما هم از کانون سپاسگزاریم و امیدواریم که این " یک قاچ زندگی " برای همه ی بچه های عزیزم شیرین بوده باشه

به امید دیدار مجدد همه ی آنها.

 

گزارش شده توسط: سرکارخانم مهندس عارفه عباسی فرد

 

 

 

 

 

نظرسنجی

فعالیت موسسه زیست محیطی کیمیای سبز را چگونه ارزیابی میکنید؟

آمار بازدید از سایت